الملا فتح الله الكاشاني

162

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

زنده ميشوند به ارواح پس مراد بروح هدايت باشد و اين قول جبائى است سيم آنكه زنده گردانيده خدا او را بتكوين بدون واسطهء جماع و نطفه هم چنان كه عادت بر اين جارى است و اين قول ابو عبيده است چهارم آنكه مراد بروح رحمت است كما قال فى موضع آخر وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه اى رحمة منه چه عيسى على نبينا و عليه السلام رحمتى بود از جانب حقتعالى بخلقان و اين قول ابى العاليه است از ابى بن كعب پنجم آنكه مراد از روح جبرئيل عليه السلام است و بنا بر اين معطوف باشد بر ضميرى كه در القيها است اى ( القاها اللَّه الى مريم روح من اللَّه ) يعنى جبرئيل القاها ايضا اليها * ( فَآمِنُوا بِاللَّه وَرُسُلِه ) * پس ايمان آريد به خدا يعنى بوحدانيت او و بفرستادگان او * ( وَلا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ ) * و مگوييد كه خدايان سه‌اند اعتقاد بعضى از نصارى آن بود كه الهه سه‌اند اللَّه و عيسى و مريم و يشهد عليه قوله أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّه و برخى بر آن بودند كه الهه عبارت از سه چيز است اقنوم الأب يعنى ذات و اقنوم الابن يعنى علم و اقنوم روح القدس يعنى حيات و اين را اقانيم ثلثه گويند * ( انْتَهُوا ) * باز ايستيد از تثليث باز ايستادنى كه * ( خَيْراً لَكُمْ ) * بهتر است مر شما را يا اتيان نمائيد بامرى كه بهتر است از آنچه برانيد و آن توحيد است و يا باز ايستيد از تثليث تا باشد آن باز ايستادن بهتر مر شما را پس كلام بر اين تقدير است كه انتهاء خيرا لكم يا ائتوا امرا خيرا لكم و يا انتهوا يكن الانتهاء خيرا لكم چنان كه در فامنوا خيرا لكم گذشت * ( إِنَّمَا اللَّه ) * جز اين نيست كه اللَّه * ( إِله واحِدٌ ) * خدايى است يكتا و يگانه در ذات كه به هيچ وجه تعدد در او راه ندارد * ( سُبْحانَه ) * به پاكى ياد ميكنم او را به پا كى ياد كردنى يعنى او را مبرا و منزه ميدانم * ( أَنْ يَكُونَ لَه وَلَدٌ ) * از آنكه او را فرزندى باشد چه هر كه والد باشد وى را مثلى خواهد بود و فنا به او راه خواهد يافت و او سبحانه را مثلى نيست و از صفات ناقصه مبرا است * ( ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * مر او را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است يعنى همه مخلوق اويند و مخلوق مماثل خالق نباشد و فرزند مماثل با پدر پس از اهل آسمان و زمين او را فرزند نبود * ( وَكَفى بِاللَّه وَكِيلًا ) * و بسنده است خداى كافى مهمات بندگان اين تنبيه است بر استغناى حق سبحانه و تعالى از اتخاذ ولد چه ولد براى كفايت مهمات والد بايد و خدا قائم است بحفظ اشياء و كافى امور و مستغنى از يار و مددكار در خبر است كه نصاراى نجران گفتند كه